این جسم فانی را زیر و رو کن و ظاهرش را بنگر . پیری ، بیماری و فرسودگی اش را در نظر آر. به زودی همه می میرند-ستاینده و ستوده ، به یاد آوردنده و به یاد آورده شده . همه ی این ها در گوشه ی کوچکی از این جهان فراخ رخ می دهد.ولی حتا در همین گوشه ی کوچک نیز همگی با یکدیگر(یا حتا با خودشان)در صلح و صفا نیستند . تازه ، کل زمین نقطه ای در فضا بیش نیست.
از سر شهرک ( ِغرب) که مستقیم به طرف کوه بروی و از میدان سرو هم بگذری و میدان بهرود را نیم دوری بزنی و خیابان پویش را بگیری و تا آخرش بروی می رسی به پای دره چین کلاغ که برج ها ی کج و معوج آسمانش را خراشیده اند ، کلاغ های نازنینش را فراری داده اند و از شما چه پنهان آب زلالش را هم دزدیده اند ! اما بر فراز این دره زیبا ، قله ای زیبا تر ، مصمم و با ابهت به تنه ی استوار البرز مرکزی تکیه داده و گویی دست به سینه در انتظار سیلی های شدید تر برج سازانِ ِ آب دزد ، محکم و پا برجا ایستاده. کِی باشد که کاسه ی صبرش لبریز شود و بتاراندشان چنان که می دانی. این دره زیبا روزگاری از آن ِ کلاغانی بوده که آسوده و خوشحال از سویی به سوی دیگرش می پریدند و شادمانه بر شاخه های درختان سر سبز ش می خرامیدند . حالا چه بشود که کلاغی را بر فراز شاخه های خشک درختان ِ هنوز زنده ، بیابی. البته باید بدانی که های و هوی کوهنوردان جّلد ِ چین کلاغ و طومارشان و خشمشان و لوله کنی اشان تا حالا به جایی نرسیده. البته بلاخره التفات زورمدارانه برجیان شامل حال درختان بی نوا شد و آدینه ها آب را بی خیال می شوند تا نهر و درختان لبی تر کنند .بگذریم ...
حوالی ساعت شش و نیم از پای کوه راهی شدیم با همان همنوردانی که گفته بودم . اولین محل استراحت چشمه عمو رضا بود که عمو رضا بودنش را در فرصتی دیگر خواهم گفت انشااله . آبی زدیم و ادامه دادیم. ساعت اول کی طی شد چشمه را هم رد کردیم و سوار بر یال دست راستی چشم بر قله ی کوه دوختیم و پا بر دامنه اش. توچال سر بلند که نمایان شد دیگر چیزی به قله چین کلاغ نمانده بود . بالاتر ، قله دو شاخ و جاده ناصرالدین شاهی همچنان مسیر خط الراس توچال را نشانه رفته بودند و فرا می خواندنمان ، که بی گمان دیر یا زود فکری برایشان خواهیم کرد! روی قله اندکی نفس کشیدیم و پر کردیم ریه هامان را از نفسش و آن گاه راه برگشت سر گرفتیم از همان یالی که رفته بودیم. راستی صبحانه و خاگینه و نان و پنیری که کنار تخته سنگی روی همان یال هنگام صعود یا همان بالا رفتن به رگ زده بودیم فراموشم شد.بگذریم ...
جای شما خالی.
ارادتمند ژولین سیفعلی مراد
بابا همش دروغ بود. دروغ سیزده بود. کوشون پس...
افتادیم تو سرازیری ۸۷ . با احتیاط برونید . تند نرین .ترمز .نگاهی به این ور و اونور هم بندازین .دست همو هم بگیرین....![]()
کارگران از مرخصی برگشته اند. شاد و سر حال به نظر می رسند. آغازی دوباره !!
بلاخره جواب دادند.بعد از چند ماه انتظار و از جا کندن پاشنه در سفارت . وقت تنگ است و من هم کلی کار دارم که انجام بدم .به محض این که کار هایم تمام شد برنامه ای ترتیب می دهم تا ببینمتان . البته این وبلاگ کماکان ادامه دارد. قول می دهم.
! A très bientôt
! Bonne chance
دست بر قضا امسال کوهپیمایی ما خیلی زود رقم خورد و همان دومین روز سال نو به اتفاق سهیل ،آروین و عمو احمد دره چین کلاغ را پیمودیم و چند دقیقه ای کنار چشمه نفسی تازه کردیم و برای از دست ندادن دل خانه نشینان عزیز معطل نکردیم و راه بازگشت در پیش گرفتیم . در بین راه از کنار برخی دوستان و همنوردان دوست داشتنی گذشتیم و دیده بوسی کردیم و سال خوبی آرزو کردیم برایشان ، از جمله سرهنگ عظیمی با سگهایش که از قله بر می گشتند . آفرین گفتیم بر همت و عزمش که در این سن و سال که همقطارانش یا در خانه استراحت می کنند و یا گرفتار پیچ و خم مریضخانه ها هستند این چنین کوه ها را در می نوردد و در عجب ماندیم از شباهت غریب او با استاد عظیمی ،رییس کمیته پیشکسوتان فدراسیون .این که دو نفر همنام و همسن و سال باشند و هر دو عاشق کوه و طبیعت و جالبتر با شباهت های ظاهری از قدوقواره بگیر تا ترکیب صورت و تن صدا ! رستم آذری زبان و برخی دوستان نیز کنار چشمه آتشی دست و پا کرده بودند و چای می نوشیدند. یاد کردیم از معجون رستم یا همان هشت درمان که زمستان سرد گذشته قدری نوشیده بودیم و کیفورمان کرده بود و او داستانها می گفت اندر فواید این معجون ....
می خواهم یادداشت های کوه یا به قول دوستان وبلاگی ، کوهنوشته ها را در صفحه ای جدا ثبت کنم.پس منتظر گزارش های " ژولین کوهیار" باشید .![]()
دون خوان / مرگ/ سینما /آزادی/پلو خوری/اداره/ کوه / فیلیپ موریس/بهار/
انرژی / خاکسپاری/ ۵۰۰۰ تومانی / آجیل / آدم / اپسیلون
بهاریه/سال نو/چهارشنبه سوری/آرزو/کوزه/کهنه/نو/سال تحویل/شکستن/آب/
هفت سین/گلاب/ماهی/شانس/جشن/
نا امید/رفتگان/آینده/سوال/عمر/اراده/شوپنهاور/گردگیری/عشق/خستگی
/ نا امیدی/نشاط/موش/عمو نوروز/
آتش افروز/قدرت/کهکشان/یگانه/سفر/آبی/
نوشتن/تجربه/ترس/خاک/تراوش/شعر/هنر/زندگی/نیچه/ ابرمرد/ کودک/تولد/خدا/فلسفه/کتاب/ایران/فال/جهان/تماشا/هندسه/
بلوتوث/آرامش/فنا/عکس/لحظه/خواب/تکرار/
جیغ/دختر/خبر/بوسه/فرهنگ/خانه/کوه/بهار/ترانه/جنگ/دیوانه/
قفس/بیداد/پاریس/آشوب/سیاه/تهران/بلبل/کوله/قله/نفس/من/ تو/ما/آسمان/
نه وهجده/
فلسفه/هدایت/قهوه/کتاب/بازی