تبليغاتX
شلم شوربا

 

   اول صبحی پشت میزم تو اداره نشسته ام .  بعد از مدتها سری زدم به وبلاگ های دوستان . از این که هستند و  می نویسند،خوشحالم . مخصوصا برای رضیه عزیز که وقت می گذارد و دست مریزاد دارد نوشته هایش.

آنقدر در گیرم ....، آن قدر در گیرم در کار و اداره و حرف ها و دستورات و... که عقب افتاده ام از قافله و    تلو تلو خوران ،گه گاهی!  و.... گاه افتان و خیزان !  جان می کنم و قدمی یا چند قدمی پیش می روم  و دستی به سر و روی  عشق  می کشم !!

صدای رییس می آید !  بس است . باید بروم تا  آن  گم شود در لابه لای روزمرگی ها و دلتنگی ها و دویدن های زندگی  .

تا بعد ....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 8:42 قبل از ظهر توسط ژولین سیفعلی مراد |

در پی تنبلی مفرط و روزافزون کارگران مجبور شدم در نشستی چند ساعته مراتب گله مندی ام   را به گوش مبارکشان فروکنم.آنها هم حرفهایی داشتند که مقرر شد به صورت مکتوب بفرستند .  پس از چند روز نامه ای دریافت کردم با امضای آنها حاکی از مصائب و مشکلات و این قبیل خزعبلات  .در اولین فرصت نامه اشان را در معرض دید عموم خواهم گذاشت .به خاطر غیبت ها از تمامی دوستان عزیزم پوزش می طلبم .در اولین فرصت ... شرمنده !!!

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:37 قبل از ظهر توسط ژولین سیفعلی مراد |