قرار بود اواخر اسفندماه ، چند خطی بنویسم از کرده ها و ناکرده ها، گقته ها و ناگفته ها، دیده ها و نادیده های سال رو به پایان 87 که نشد ! در حال و هوای بهاری اسفند ، در تب و تاب خانه تکانی و خرید شب عید از روزی به روز بعد افتاد و دست آخر نا نوشته ماند. بعد هم که تعطیلات نوروز 88 از راه رسید و افتادیم توی دور دید و بازدید و گشت و گذار و بعدتر دوباره کار و اسیری و اجیری برای لقمه ای نان و باز هم نشد که نشد و نه از کمبود وقت که می شود آن را ساخت که از خستگی و بی حوصله گی و وسواس بود شاید. حال که دیدم اردی بهشت هم رو به پایان است بر آن شدم تا نیشتری به این غده ی چرکین ِ حاصل از نا نوشتن بزنم، شاید ذره ای از دردش کاسته شود .
... و ازچه ننوشتم ؟
...
..........................
... و امروز نهم خرداد است و نا نوشته ها، هنوز نا نوشته مانده !!!