اُریجینال
لنگه کتانی سفیدت را یادت هست؟
گم نشده بود، همین جاست ، زیر بالشم !
تنها چیزی بود که توانستم از تو بدزدم! ...
حالا از تو فقط همین مانده، با بندی پوسیده. آخر سی سال کم نیست!
و من چقدر خوش حالم!
هنوز می توانم لمسش کنم،... می توانم در آغوش کشانمش شب ها ... می توانم ببویمش... چه خوش بوست، اُریجینال است آخر
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۹:۵ ق.ظ توسط ژولین سیفعلی مراد
|
از من پرسیده ای زندگی چیست. مثل اینکه بپرسی هویج چیست؟